۱۳۸۸ مرداد ۳, شنبه

یکصد ساله بدن ما سر شار از چرک فحش میباشد

یکصد ساله که بدن ما سرشار از چرک فحش میباشد ،
یکصد ساله که کاکل سهراب و ندا آلوده به خون است،
یکصد ساله که تا ساحل اقیانوس پر از آب میرویم اما آبی است که نمیتوان نوشید
اما انگار روز سیراب شدن نزدیک است ، بارانی سر گرفته که گویی میخواهد اینبارخون و چرک از موی و چشم ما و بدن ما که از زخم چاقو شعبان بی مخ و حسین الله کرم ،شلاق میرغضب قاجاریه و انصار حزب الله و گلوله قزاقهای روس و سردار امیر فضلی بشوید.
بارش کن باران ، بزن بارون بزن خیسم کن آبم کن ترم کن ، منو عاشق ترین آواره عالم صدایم کن ، آواره کردند مارا در تمام دنیا بقصد نابودی افکار ما.
اما با اندک باران آزادی طلبانه در تمام دنیا سبز شدیم در یکصد شهر دنیا و چه جالب که یکصد شهر دنیا به نشان ناخواسته ای که نشانگر یکصد سال طلبکار آزادی بودن سبز شدند همه .و این است باران سبز.
گویند شراب صد ساله دارو است ، آیا آزادی خواهی ما در یکصد سالگی داروی زخمهای ما خواهد شد؟
اگر دستم رسد بر چرخ گردون ازو پرسم که این چونست و آن چون یکی را داده ای صد ناز ونعمت یکی را قرص جو آلوده در خون